الهام شعر گونه _ ابری سبز |
|
تسلیم پیکرم بر تو اوج تصویر گرایی عشق هستی ساز بر تابلوی عمرم خواهد بود عشق من.
نوشته شده توسط نفیسه تاریخ دوشنبه سی ام بهمن 1385 و ساعت 15:50 |+|
به همسر عزیزم رضا عشق تو در قلبم جاودانیست نگین های اسمانی به شیشه می کوبد تنم شکسته دانه های باران است به خاک هوس خورده سبز دامن ترک امین هزار دستانست سوار زین سیه پیشه هر نور چرا هوای دلم چراغانست؟ زبس که طربناک امدی در پیش خدا پسندانه عشق لرزانست مرا به دست خواهی اوردن چرا که نگاهت حریق باران است نوشته شده توسط نفیسه تاریخ سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 و ساعت 14:33 |+|
این شعر از من نیست اما برای شاد زیستن سروده شده منبعhttp://www.moghanaras.com/moshavere/shadzistan.h می توان بر درختی تهی از بار-زدن پیوندی می توان در دل این مزرعه خشک و تهی بذری ریخت می توان از میان فاصله ها را برداشت دل من با دل تو بیزار از این فاصله هاست نوشته شده توسط نفیسه تاریخ جمعه دهم آذر 1385 و ساعت 16:32 |+|
سالگرد عروج ملکوتی پدر روحانیم حاج ابراهیم کیمند. رفتی و بی توتنهاست دلم ویرانم بی صدا یاد تو را می خوانم رفتی و سوخت دلم بد کردی گرمم و سرد شدن نتوانم دیرکی هست که عاشق شدم و راه نبود جز کمندت جهت سامانم دل من مست شود هر سحری دل تو سخت تر از ایمانم لا اقل خواب مرا لمس نما تا ببخشم به قدومت جانم نوشته شده توسط نفیسه تاریخ جمعه دهم آذر 1385 و ساعت 16:11 |+|
عید فطر بر همگان مبارک از مسلمان و غیر مسلمان بر کافر و موحد بر همگان ..... ماهیست که بر خوان نعمتش تکیه زده ایم باشد که به صیغه خداوندیش بندگیمان را صرف کند نه بر طاعت بی حاصلمان دست افشانی پادشاه فطر از انتان همت مقبول (روزی است با شکوه در ورق این روز زندگیم هر چند غم بر ان سایه انداخته. التماس دعا از اهل دعا) نوشته شده توسط نفیسه تاریخ سه شنبه دوم آبان 1385 و ساعت 13:13 |+|
دلم تنگ است از ان رو که تنها شدم ترکش می کنم و از همیشه عاشق ترم و بیزار از قانون سخت عرف نوشته شده توسط نفیسه تاریخ پنجشنبه سی ام شهریور 1385 و ساعت 21:7 |+|
تولدت مبارک شکوفه های بهاری از ان گیسویت نگاه منتظرم وام دار سبویت ترا به خوابگاه بهار خواهم برد ای انکه شبانگه دوان شوم به کویت تولدت به شبان بهار می ماند دلم به هر سحری پر شتاب آغوشت عزیز دلکده ام ای بهارینم امید عمر درازت دعای هر شبه ام نوشته شده توسط نفیسه تاریخ سه شنبه سیزدهم تیر 1385 و ساعت 13:45 |+|
تن سوی کهکشانیم ............................... بسم الله الرحمن الرحیم قلمم به ناز کوبد همه شب ،شب همه شب بی قرار از همه عشقت تن به نمدانی جوهری سپرد مشکی و سرد و سیاه خط به خط از تو سرود پیچ و تابش جنبش پروانه شد پیله ها را تکه کرد از هوایت سر به سر لبریز گردش گرد قلم بر سپیدی، خط نمود هی سرود و هی سرود تا تو آن خط خواندی و عشق دمید فصل پروانه شدن هم پس رسید پر بکش ای شاپرک من با توام تا رسیدن هم سرود شادیم بر لبان کاسه های قهوه ای خواهم نشست سیراب از عشق و صدا هم پر تبدار تو خواهد سرود زین سپس بر جاری هفت آسمان با تو پروانه شدن ، پرواز آه کهکشان از آن ماست MY BEST LOVE IN GALAXY نوشته شده توسط نفیسه تاریخ شنبه دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 0:12 |+|
روزی مرا گفت:غرورت را به خاطر دل کسی که دوستش داری بشکن اما هیچ گاه دل کسی را که دوست داری به خاطر غ می روم بار دگر خاموش از عشق و تهی شانه هایت نیست دیگر مرهم غمهای من می روم اما به یادت سخت بی تابم هنوز اه امشب بوسه بارانست رویاهای من بسترم هرشب ببویت تازه گی می یافت اه اه بستر خالی و مهتاب دیده بان من سنگر سخت وجودم بی بزک بی سر پناه پس کجایی نغمه اندوه و شادیهای من من قسم خوردم که جز تو کس مرا صاحب مباد تن فروشی؟ مرگ بر من مرگ بر وجدان من می سپارم یک به یک پیچ و خم اندوه را دیگر اندک اندک اید سر به سر پایان من می روم بار دگر خاموش از عشق و تهی زین سپس عاشق ترم ای منجی و ماوای من پایان نوشته شده توسط نفیسه تاریخ جمعه بیست و پنجم فروردین 1385 و ساعت 20:15 |+|
به یادت فالی زدم سطر غم بیداد غمهای منست اشک میزبان داده های حافظ باد نوشته شده توسط نفیسه تاریخ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385 و ساعت 1:47 |+|
|